تا یه مدت خدا نگهدار
ممنون از همه اون کسایی که تو این مدت منو تنها
نذاشتن و بانظرات قشنگشون بهم کمک کردن
تو این مدت فراموشم نکنید واسم کامنت بزارید
قول میدم وقتی که برگشتم به همشون جواب بدم
دوستون دارم ( علی )
دیگر به خلوت لحظههایم عاشقانه قدم نمیگذاری،
دیگر آمدنت در خیالم آنقدر گنگ است که نمیبینمت.
سنگینی نگاهت را مدتهاست که حس نکرده ام .
من مبهوت مانده ام که چگونه این همه زمان را صبورانه گذرنده ای؟!
من نگاه ملتمسم را در این واژه ها پر کرده ام که شاید ....
دیگر زبانم از گفتن جملات هراسیده است




جدا از تو نميگردم كه تو در جسم من جاني
بدون جان عزيز دل مگر ميماند انساني
اگر چه نيستي نزدم ببيني اين غم و دردم
چه با من ميكند هر دم ولي دانم كه ميداني
خودت ميداني اين دنيا چه با من ميكند جان
ا
ميان كوهي از غمها عزيزت گشته زنداني
فلك گريد به حال من به سوداي وصال من
به اين درد محال من كه آن را نيست درماني
زمان زهريست در كامم كه آن را زندگي نامم
فقط ياد تو آرامم نمايد زين پريشاني
اگر چه نزد تو خوارم بیا روزی به دیدارم
که این قلب سیه کارم کنم پای تو قربانی
بیاید روزی ای فانی که من را از برت رانی
ولی آن روز خودت مانی و کوهی از پشیمانی
به زودی آید آن روزی که بیزارت کنند از من
مرا رانی ز دامانت به شامی سرد و بارانی

در این زمانه که وفا چو کیمیاست نازنین
سراسر وجود تو پر از وفاست نازنین
اگر چه قلبهای ما به عشق هم تپد ولی
ببین چگونه راه ما زهم جداست نازنین
چرا به هم نمی رسند دو قلب نا امید ما
چرا زمین و آسمان به ضد ماست نازنین
خدا برای هر کسی نهاده قسمتی ولی
ببین برای ما خدا چگونه خواست نازنین
اگر چه ما در این جهان به هم نمیرسیم بدان
که عاقبت وصال ما در آن سراست نازنین